تبلیغات
مهلت توبه! - غدیر
 
مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









جمعه 21 مرداد 1390 :: نویسنده : . sa

اگر ماجراى غدیر خم از نظر تاریخى واقعیت دارد، چرا پس از ماجراى سقیفه شركت كنندگان در آن محفل و نیز مردم مدینه سخنى كه نشانه یادآورى این ماجرا باشد، بر زبان نیاوردند؟

به نظر مىرسد این پرسش یكى از چالشهاى جدى فرا روى شیعه است

اگر ماجراى غدیر خم از نظر تاریخى واقعیت دارد، چرا پس از ماجراى سقیفه شركت كنندگان در آن محفل و نیز مردم مدینه سخنى كه نشانه یادآورى این ماجرا باشد، بر زبان نیاوردند؟

به نظر مىرسد این پرسش یكى از چالشهاى جدى فرا روى شیعه است، زیرا شیعه:

الف) با بهرهگیرى از منابع معتبر خود و اهل سنت به اثبات اصل ماجراى غدیر مىپردازد؛ منابعى كه در آن صدها صحابى و تابعى شناخته شده وجود دارد . (1)

ب) با دلیلهاى متقن و شواهد مستحكم لغوى، قرآنى، سنتى و تاریخى واژه ولایت موجود در روایت غدیر را به معناى سرپرستى و به دست گرفتن امور جامعه مسلمانان مىداند نه دوستى . (2)

ج) اثبات مىكند پیامبر اكرم (ص) در این ماجرا بر اساس دستور خداوند در پى تعیین جانشین بود نه معرفى كاندیداى خلافت . (3)

با این همه در گزارشهاى تاریخى - جز چند منبع كه در اعتبار آنها سخن فراوان است (4) - از واكنش شدید مردم و یاد آورى ماجراى غدیر خم كمتر سخن به میان آمده است. با آن كه قطعا بیشتر مردم مدینه در ماجراى غدیر حضور داشتند، چرا پس از حدود 70 یا 84 روز (5) از این ماجرا آن را فراموش كردند؟

البته احتمال اعتراض عدهاى از مردم و یاد كرد ماجراى غدیر به وسیله آنها و مخفى ماندن این واكنش، به سبب سیاست ممنوعیت نقل و تدوین حدیث، وجود دارد؛ ولى در عدم گستردگى این اعتراضها تردید نیست .

تاریخ درباره بسیارى از حوادث مقطع زمانى بین غدیر و وفات پیامبراكرم (ص) ساكت مانده است؛ اما كالبد شكافى دو پدیده مهم آن عصر ما را با شدت اهتمام پیامبر اكرم(ص) بر گزینش جانشین و گستره تلاشهاى مخالفان آن حضرت آشنا مىسازد. این پدیدهها عبارت است از: سپاه اسامه و مخالفت با نگارش وصیت مهم رسول خدا .

با توجه به ماجراى غدیر و تاكید پیامبر اكرم (ص) بر تعیین جانشین، انتظار اعتراض گسترده نامعقول نمىنماید . بنابراین، واكنشى چنین محدود چگونه توجیه مىشود؟ براى یافتن سرنخهاى تاریخى این مشكل باید موقعیت زمانى این قطعه از تاریخ و نیز سیر جریانهاى سیاسى و اجتماعى از زمان واقعه تا وفات پیامبر اكرم(ص) به دقت بررسى شود. بر این اساس، پىگیرى بحث در محورهاى زیر ضرورت دارد:

1 . قبل از تشكیل دولت مدینه به دست پیامبر اكرم (ص)، مردم شهرهاى بزرگ حجاز و بادیهها تحت نظام قبیلهاى به سر مىبردند .

در این نظام سرآمد بودن در صفاتى چون سن، سخاوت، شجاعت، بردبارى و شرافت معیار گزینش رهبر به شمار مىآمد و رهبر قبیله حق نداشت از میان فرزندان و خویشانش جانشین برگزیند .

2 . پیامبر اكرم (ص) نخستین كسى بود كه در این سرزمین نهادى به نام دولت پدید آورد و ارزشهاى فرا قبیلهاى ارائه داد .

آن حضرت(ص) توانست قبایل مختلف شهرها و بادیههاى منطقه را تحت یك نظام واحد متمركز سازد. مردم كه وى را پیامبرى آسمانى مىدانستند، تشكیل دولت از سوى او را امرى الاهى به شمار آوردند و در برابر آن مقاومتى قابل توجه نشان ندادند .

3 . پیش از فتح مكه اسلام به گونهاى روز افزون در میان مردم شهرها و بادیهها گسترش یافت تا جایى كه سال بعد (سال نهم هجرت) عام الوفود (سال هیاتها) نام گرفت؛ یعنى سالى كه مردم دسته دسته در قالب هیئتهاى مختلف نزد پیامبر اكرم (ص) مىشتافتند و اسلام خویش را آشكار مىساختند. ناگفته پیدا است، انگیزه همه این هیاتها معنوى نبود و همه تازه مسلمانان ایمان قلبى نداشتند .

4 . یكى از آموزههاى اسلامى كه پذیرش آن براى مردم دشوار مىنمود، مساله تعیین جانشین بود؛ زیرا:

الف) مردم فقط پیامبر(ص) را داراى بعد الهى مىدانستند و حكومت فرا قبیلهاىاش را مىپذیرفتند. در نگاه آنان، جانشین پیامبر از چنین ویژگىاى برخوردار نبود. (6)

ب) هنوز بسیارى از مردم خود را به اطاعت محض از دستورهاى دنیوى آن حضرت مقید نمىدانستند؛ چنان كه در مواردى چون صلح حدیبیه (7) و تقسیم غنایم حنین (8) واكنش اعتراضآمیز نشان دادند .

ج) بسیارى از مردم اطاعت از فرمانهاى دنیوى مربوط به بعد از زندگانى رسول خدا را نمىپذیرفتند؛ زیرا هنوز از آموزههاى جاهلى كه به رئیس قبیله اجازه تعیین جانشین نمىدهد، دل نبریده بودند؛ و طبیعى بود كه مساله ریاست دولت را از ریاست یك قبیله مهمتر بدانند.

د) هنوز بعضى از قریشیان تازه مسلمان چنان مىپنداشتند كه حضرت (ص) در راستاى رقابت قبیلهاى مساله نبوت را مطرح كرده است . این گروه با توجه به اقبال عمومى مردم به آن حضرت (ص) جرات مخالفت نداشتند؛ ولى با تعیین جانشین به ویژه از تیره بنى هاشم، لب به اعتراض گشادند و با بهرهگیرى از پشتوانه فرهنگ قبیلهاى مردم اعتراض خویش را روشنتر بیان كردند .

ه) در زمان جاهلیت تنها اشرافیان به مجلس مشورتى قریش (دارالندوه) راه مىیافتند كه به چهل سالگى رسیده باشند. (9) بر این بنیاد، پذیرش جانشین رسول خدا، به ویژه اگر آن فرد داماد پیامبر(ص) بود و كمتر از چهل سال (10) داشت، بسیار دشوارتر مىشد .

5 . دو نكته دیگر، پذیرش جانشینى امام على (ع) را دشوار مىساخت:

* حضرت على(ع) نزد قریشیان، به سبب دلاورى هایش در جنگهایى مانند بدر و احد و به خاك و خون كشیدن بزرگان قریش، چهره منفى داشت. این پدیده سبب شد به تبلیغات گسترده روى آورند و چهره على (ع) را نزد همه اعراب زشت جلوه دهند. (11)

* مردم قبایل مختلف این نكته را درك كرده بودند كه با توجه به لیاقتها و استعدادهاى تیره بنى هاشم، اگر مساله جانشینى در میان آنها تثبیت شود، هرگز از آن خاندان برون نخواهد آمد .

6. نگاه پیامبر اكرم (ص) به جانشینى حضرت على(ع) الهى و از روابط قبیلهاى و خویشاوندى بسیار فراتر است؛ زیرا آن حضرت (ص) به حفظ آیین وحى مىاندیشید و طبیعى است كه آشناترین فرد به كتاب و سنت و شجاعترین و كوشاترین فرد در راه گسترش اسلام را برگزیند. البته پیامبر اكرم (ص) با وضعیت جامعه آشنا بود. از این رو، از آغاز رسالت، در موقعیتهاى گوناگون، به بهانههاى مختلف و با بیانهاى متفاوت ویژگىهاى حضرت على (ع) را یادآور مىشد و از جانشینىاش سخن به میان مىآورد. (12) آن بزرگوار، سرانجام از سوى خداوند مامور شد در بزرگترین اجتماع مسلمانان كه برخى شمار آنها را بیش از یكصد هزار تن دانستهاند، آشكارا این مساله را اعلام كند (13) و دغدغه مخالفت جامعه را نادیده بگیرد . فرازى از آیه 67 سوره مائده كه از این دغدغه پیامبر پرده بر مىدارد و به وى ایمنى مىبخشد، چنین است: «... والله یعصمك من الناس؛ خداوند تو را از [شر] مردم نگاه مىدارد

در این عبارت، دو واژه «عصمت» و «ناس» بسیار راهگشا است. خداوند پیامبر(ص) را از چه چیزى حفظ مىكرد؟ و این «ناس» چه كسانى بودند؟

با توجه به واقعیت خارجى و ایمن نماندن پیامبر(ص) از شر زبان مردم و نیز با توجه به این كه سرانجام مساله جانشینى امام على(ع) به سامان نرسید، بعید نمىنماید كه مراد از واژه «یعصمك» نگهدارى پیامبر(ص) از هجوم فیزیكى و یكباره مردم باشد؛ چنان كه واژه «ناس» بر مردم عادى دلالت دارد و با توجه به اكثریت نو مسلمان آن زمان، به حمل این لفظ بر خلاف ظاهر نیازمند نیستیم .

7 . تاریخ درباره بسیارى از حوادث مقطع زمانى بین غدیر و وفات پیامبراكرم (ص) ساكت مانده است؛ اما كالبد شكافى دو پدیده مهم آن عصر ما را با شدت اهتمام پیامبر اكرم(ص) بر گزینش جانشین و گستره تلاشهاى مخالفان آن حضرت آشنا مىسازد. این پدیدهها عبارت است از: سپاه اسامه و مخالفت با نگارش وصیت مهم رسول خدا .

1 . سپاه اسامه

پیامبر اكرم در واپسین روزهاى زندگىاش فرمان داد لشكرى عظیم به فرماندهى جوانى نورس به نام اسامة بن زید سمت دورترین مرزهاى كشور اسلامى (مرزهاى روم) رهسپار شود. (14) كالبد شكافى دقیق این جریان نشان مىدهد رسول خدا (ص) در راستاى تثبیت جانشینى حضرت على (ع) به چنین اقدامى دست یازید؛ زیرا:

الف) در آن هنگام و در آستانه وفات پیامبر اكرم (ص) خالى كردن مركز حكومت از نیروهاى نظامى و ارسال آن به دورترین نقاط به صلاح جامعه نبود؛ چون احتمال داشت پس از وفات پیامبر اكرم(ص) بسیارى از نو مسلمانان قبایل اطراف سر به شورش بردارند و كیان جامعه اسلامى در معرض تهدید قرار گیرد. آنچه این تصمیمگیرى را در نظر پیامبر اكرم (ص) منطقى جلوه مىداد، دور ساختن مخالفان جانشینى حضرت على (ع) از مدینه بود .

ب) انتصاب جوانى 18 ساله (15) به مقام فرماندهى لشكر و عدم توجه به اعتراضات اصحاب جز از كار انداختن مهمترین (16) دستاویز مخالفان جانشینى على(ع) هیچ توجیهى نداشت؛ زیرا اسامة بن زید كه از جهاتى چون سابقه مسلمانى، شرافت، شجاعت و كاردانى سر آمد اصحاب به شمار نمىآمد و از نظر سنى حدود 15 سال از على (ع) كوچكتر بود - با توجه به آن كه در بسیارى از ویژگىها با حضرت على (ع) قابل مقایسه نمىنمود - در مقام فرماندهى سپاهى عظیم و متشكل از بزرگان صحابه مانند ابوبكر، عمر، ابوعبیده جراح، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص قرار گرفت .

ج) دقت در تركیب سپاه اسامه نشان مىدهد تمام كسانى كه احتمال داشت با جانشینى حضرت على(ع) مخالفت ورزند، ملزم بودند در این سپاه شركت جویند. (17) و كسانى كه به بهانه بیمارى پیامبر اكرم (ص) از اردوگاه به مدینه باز مىگشتند، با جمله تاكیدى «لعن الله من تخلف عن جیش اسامة» (18) رو به رو مىشدند. در مقابل، یاران و موافقان جانشینى حضرت على (ع) چون عمار، مقداد و سلمان از حضور در این سپاه معاف گشتند و ملزم شدند در مدینه به سر برند . (19)

2 . پیشگیرى از نگارش وصیت

این پدیده در واپسین روزهاى حیات پیامبر اكرم (ص) تحقق یافت. در آن روزها، پیامبراكرم (ص) كه احتمالا با بالا گرفتن زمزمههاى مخالفت با جانشینى حضرت على(ع) به شدت نگران اوضاع شده بود، دستور داد ابزار نوشتن آماده سازند تا سندى صریح و ماندگار بر جاى گذارد و از گمراهى امت جلوگیرى كند. مخالفان كه این دستور را با نقشههاى چند ماهه خویش ناسازگار مىدیدند، به شدت نگران شدند و با هزیان گو خواندن كسى كه جز وحى چیزى بر زبان نمىراند، از نگارش این سند جلوگیرى كردند .

تاریخ در این جا تنها از یك تن نام مىبرد. (20) اما آشكار است كه تنها یك نفر- بى آن كه جریانى نیرومند، پشتیبانش باشد - نمىتواند با رسول خدا(ص) مقابله كند . از این رو، بعضى از نصوص گوینده این عبارت را جمع دانسته، از كلمه «قالوا» استفاده كردهاند. (21)

8 . نخستین تشكیل دهندگان این جلسه كه با هدف تعیین خلیفهاى جز حضرت على (ع) در سقیفه گرد آمدند، انصار به شمار مىآمدند. آن هم انصارى كه در همه جا به پیروى محض از پیامبر اكرم (ص) زبانزد بودند و دوستى شان با خاندان آن حضرت (ص) به ویژه حضرت على (ع) بر همگان ثابت شده است .

راستى چرا انصار؟ و چرا با این عجله، آن هم در حالى كه هنوز بدن پیامبر اكرم(ص) غسل داده نشده است؟ شواهد تاریخى، نشان مىدهد انصار هرگز از جانشینى شخصیتى مانند حضرت على(ع) هراسناك نبودند و او را ادامه دهنده راه پیامبر اكرم (ص) مىدانستند .

اقدام عجولانه آنها در درك نكتهاى حیاتى ریشه دارد. آنها با تیز بینى دریافته بودند كه شانسى براى به قدرت رسیدن حضرت على(ع) وجود ندارد. مخالفت یاران بزرگ پیامبر اكرم(ص) با راه افتادن سپاه اسامه و نیز مخالفت آنان با نگارش وصیت از سوى پیامبر اكرم(ص) و به احتمال فراوان، حوادث دیگرى كه تاریخ ما را از آن بى خبر گذاشته است، انصار را به این نتیجه رسانده بود كه مهاجران اندیشه به دست گرفتن حكومت در سر مىپرورانند و احتمال دارد قریشیانى كه سرانشان در نبرد با نیروهاى انصار حامى پیامبر به قتل رسیدند، با بهرهگیرى از پیوند نزدیك قریش و مهاجران در پى انتقام بر آیند. بنابراین، به سقیفه شتافتند تا طرفداران غصب حق على(ع) را دست كم از به دست گرفتن كامل قدرت باز دارند و به منظور حفظ جامعه انصار از توطئههاى آتى، سهمى از قدرت به دست آورند .

پس انصار و مردم مدینه همگان حادثه غدیر را به یاد داشتند و دلالت آن بر تعیین جانشین را مسلم مىدانستند؛ اما مشاهده تلاشهاى كسانى كه در جهت مخالفت علنى با غدیر گام بر مىداشتند و حركت طرفداران آن واقعه آسمانى را به شدیدترین روش ممكن سركوب مىكردند، آنها را از هرگونه تلاش در جهت احیاى یاد غدیر باز مىداشت .

بنابراین، طبیعى است كه در این زمان شاهد اعتراض مردم مؤمن و استدلال آنها به این حادثه مهم تاریخى نباشیم. آنها، با توجه به زمینههاى قبلى، تلاش و استدلال خود را آب در هاون كوفتن مىدیدند. چنان كه، بر اساس نصوص تاریخى، حضرت على(ع) نیز در آن زمان به این جریان مهم استدلال نكرد. به نظر مىرسد، در آن موقعیت، استدلال گسترده مردم به واقعه غدیر پرسش برانگیز است نه عدم استدلال؛ زیرا چنین استدلالى نمایانگر پذیرش یكباره جریان مخالف با فرمان پیامبر(ص) از سوى مردم معتقد به غدیر است و با شواهد تاریخى سازگارى ندارد .

پىنوشتها:

1 . الغدیر فى الكتاب و السنة و الادب، علامه امینى، ج 1، ص 14- 73 . او این حدیث را از یكصد و ده نفر صحابى و هشتاد و چهار تابعى نقل مىكند .

2 . همان، ص 362- 370 .

3 . همان، ص 370- 378 .

4 . مانند كتاب سلیم بن قیس و كتاب الاحتجاج نوشته احمد بن على طبرسى .

5 . ماجراى غدیر خم در روز 18 ذى حجه واقع شد و وفات پیامبر اكرم (ص) و ماجراى سقیفه در 28 صفر یا 12 ربیع الاول .

6 . براى اطلاع بیشتر مراجعه شود به: تاریخ تحول دولت و خلافت از بر آمدن اسلام تا برافتادن سفیانیان، رسول جعفریان، ص 27 به بعد .

7 . المغازى، محمد بن عمر واقدى، تحقیق مارسدن جونس، ج 1، ص 606 و 607 . در این كتاب پس از نقل اعتراض عمر از وى چنین نقل كرده است: «من [عمر] چنان در شك افتادم كه از آغاز اسلام خود تا آن هنگام در چنین شكى فرو نرفته بودم

8 . الكامل فى التاریخ، به ابن اثیر، تحقیق على شیرى، ج 1، ص 631 .

9 . تاریخ سیاسى اسلام (1) سیرة رسول خدا (ص)، رسول جعفریان، ص 98 .

10 . حضرت على (ع) در آن هنگام طبق قول مشهور 33 سال داشت .

11 . عمر در این باره مىگوید: «قوم شما (قریش) به شما مانند نگاه گاو به كشندهاش مىنگرند» .(شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 12، ص 9)

12 . براى اطلاع از این موارد، ر . ك: موسوعة الامام على بن ابى طالب فى الكتاب و السنة و التاریخ، محمدى رى شهرى و همكاران، ج 2 .

13 . الغدیر، ج1، ص 214 .

14 . طبقات، محمد بن سعد كاتب واقدى، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، ج 4، ص 54- 58 .

15. همان، ص 55 .

16 . همان، ص 54 و 56 .

17 . السقیفه، محمد رضا مظفر، ص 81 و 77 .

18 . الملل و النحل، محمد بن عبدالكریم شهرستانى، تصحیح شیخ احمد فهمى محمد، ج 1، ص 14 .

19 . السقیفه، ص 81 .

20 . من حیاة الخلیفة، عمربن الخطاب، عبدالرحمن احمد البكرى، تعلیق سید مرتضى رضوى ص 101- 107 .

21 . همان، ص 104 .





نوع مطلب : ماجرای غدیرخم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:22 ب.ظ
I've been surfing online more than 4 hours today, yet I never
found any interesting article like yours. It is pretty worth enough for me.
In my opinion, if all web owners and bloggers made good content
as you did, the web will be a lot more useful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :