تبلیغات
مهلت توبه! - زندگی نامه شهید علم الهدی
 
مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









جمعه 11 شهریور 1390 :: نویسنده : . sa

دوسال پیش که مناطق نور رفتیم یه سر هم به هویزه زدیم یادمه وقتی سر مزار شهید علم الهدی  رفتم حس خاصی نداشتم چون شناختی از ایشون نداشتم اونجا یه نمایشگاه بود که من کتاب سفر سرخ خریدم کتاب واقعا خوبیه ولی به این کتاب بسنده نکردم اطلاعاتمو تاحدودی بیشتر کردم به این شهید واقعا اراده خاصی پیدا کردم الان دوست دارم که قسمت بشه با یه خورده علمی که پیدا کردم اونجا را دوباره ببینم به امید اینکه ما هم رهرو این عزیزان باشیم

سال 1338 «حسین علم الهدی» بزرگ دانشجوی شهید، در خانواده مجاهد مرحوم آیت الله سید مرتضی علم الهدی دیده به جهان گشود. حسین از شش سالگی به آموزش قرآن پرداخت و دل در گرو آیات نورانی کتاب الله سپرد. یازده سال بیشتر نداشت که شروع به تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی و تدریس قرآن در مساجد اهواز پرداخت و همزمان با رشد سنی، مبارزات خود را عمیق تر و عملی تر نمود که نمونه آن به آتش کشیدن سیرک رقاصه های مصری در شهر اهواز بود. شهید علم الهدی ایمان را با علم می خواست بنابراین به ادامه تحصیل در رشته تاریخ پرداخت. او از همان آغاز دانشجویی خود در مشهد، با حوزه علمیه آن شهر و به خصوص با روحانیون مبارزی چون حضرت آیت الله خامنه ای، آیت الله واعظی طبسی و شهید هاشمی نژاد آشنا شد.

سال 1338 «حسین علم الهدی» بزرگ دانشجوی شهید، در خانواده مجاهد مرحوم آیت الله سید مرتضی علم الهدی دیده به جهان گشود. حسین از شش سالگی به آموزش قرآن پرداخت و دل در گرو آیات نورانی کتاب الله سپرد. یازده سال بیشتر نداشت که شروع به تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی و تدریس قرآن در مساجد اهواز پرداخت و همزمان با رشد سنی، مبارزات خود را عمیق تر و عملی تر نمود که نمونه آن به آتش کشیدن سیرک رقاصه های مصری در شهر اهواز بود. شهید علم الهدی ایمان را با علم می خواست بنابراین به ادامه تحصیل در رشته تاریخ پرداخت. او از همان آغاز دانشجویی خود در مشهد، با حوزه علمیه آن شهر و به خصوص با روحانیون مبارزی چون حضرت آیت الله خامنه ای، آیت الله واعظی طبسی و شهید هاشمی نژاد آشنا شد.
تعصب دینی حسین به گونه ای بود که هیچ رفتار غیر اسلامی را بر نمی تابید. وی با نصب اعلامیه ها در رهبری تظاهرات در دانشگاه مشهد نقش عظیمی ایفا کرد. پس از زلزله طبس در کمک به آسیب دیدگان و بسیج کمک های عمومی نقش فعالی داشت و از آنجا که با هوش سرشار خود از هر موقعیتی، فرصتی برای مبارزه می ساخت، به هنگام ورود شاه معدوم و همسر فراریش به طبس، تظاهرات عظیمی علیه آنان به راه انداخت. در بحبوحه انقلاب که جوانان ایران زمین آماج رژیم طاغوت بودند، حسین با چند تن از همفکرانش، اولین هسته سازمان موحدین را تشکیل داد.
شهید حسین علم الهدی به اطاعت از امام راحل (ره) خود ، به مبارزه با طاغوت می اندیشید و شهر و منطقه خاص برای او معنا نداشت. او به قصاص آتش زدن مسجد جامع کرمان، با طرح بسیار جالب و ابتکاری، شهربانی کرمان را به آتش کشید و به اهواز بازگشت. با مشاهده جنایات رژیم سابق به فکر مبارزه افتاد که مزدوران شاه با تلاش زیاد دستگیرش کردند و مورد شدیدترین شکنجه ها قرار دادند که کوچکترین اعترافی از حسین نشنیدند، با این حال او را محکوم به اعدام کرده و به عنوان جوان ترین زندانی سیاسی روانه زندان کردند. با اوج گیری مبارزات، رژیم مجبور به آزادی زندانیان سیاسی شد و شهید علم الهدی نیز آزاد شد. به منظور استقبال از امام راحل (ره) به تهران آمد و در کنار برادران دیگر سازمان موحدین به فعالیت پرداخت و یکی از محافظان مسلح مخصوص امام (ره) شد.

فعالیتهای فرهنگی شهید سید حسین علم الهدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

آنگاه با عنایات الهی، رژیم طاغوت سرنگون شد، همه ملت شادمان بودند اما برای آنها که روزهای تلخ زندان و شکنجه طاغوت را دیده بودند این پیروزی معجزه آسا بسیار شیرین تر و مسئولیت آفرین بود، به همین جهت کسانی همچون حسین با همه وجود برای پاسداری و حفظ این نهال تلاش می کردند، حسین همچنانکه در راهپیمایی های زمان انقلاب نقش مؤثر داشت و همواره یا سخنران بود و یا قطعنامه راهپیمایی را قرائت می کرد، در ایام پیروزی برای تسخیر شهربانی و ساواک نقش بسیار مؤثری داشت پس از سقوط کامل نظام طاغوت، او در کمیته ی انقلاب که در اهواز تشکیل شد نقش اساسی داشت و برای مدتی هم مسئولیت کمیته انقلاب مستقر در کاخ استانداری خوزستان را به عهده داشت، همچنین عضو اولین شورای تشکیل دهنده سپاه پاسداران در خوزستان بود اما با توجه به فعالیت شدید گروهک های منحرف، حسین کم کم تمام مسئولیت های اجرایی را کنار گذاشته و بیشترین نیروی خود را در برنامه فرهنگی متمرکز نمود. و در کلاسهایی که در سپاه پاسداران، جهاد سازندگی و دانشگاه اهواز برگزار می شد، حسین تدریس عقاید و تاریخ اسلام و نهج البلاغه را به عهده داشت، در کنا ر این برنامه ها سخنرانی در مجالس عمومی، نماز جمعه ها و راهپیمایی های دیگر شهرهای استان خوزستان را نیز اجرا می نمود. حسین به همراه دو معلم شهید، مجدزاده و علی جمالپور کلاسهای بسیار پرباری را در اهواز و شهرهای دیگر استان برگزار و اداره می کردند، کلاسها هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت در سطح عالی بود. از نظر کمیت تنها در آخرین ماه رمضانی که حسین فعالیت داشت (سال 1358) حدود 800 شاگرد در کلاسهای متعدد داشت و در هر روز 7 الی 8 کلاس را اداره می کرد. بعلاوه از آنجا که حسین دارای قدرت ابتکار عجیبی بود، هنرمندان در رشته های نقاشی و خطاطی را مامور کرده بود که کلیه جریانات تاریخی صدر اسلام را به شکل تابلوهای زیبایی مجسم نمایند.
و سرانجام حسین در مقابل اصرار برادران مبنی بر اینکه باید در اهواز بماند، با گفتن این حرف که تنها با حرف نمی شود و باید عمل کرد، باید به هویزه بروم، به عنوان فرمانده سپاه هویزه به بسیج عشایر منطقه پرداخت. او سرانجام در برنامه حمله روز اربعین به همراه 40 تانک دشمن بر اثر اتمام مهمات و تشنگی و گرسنگی، بعد از دیدن شهادت تک تک همرزمان خود، در حالیکه قرآن به دست داشت با فریاد الله اکبر به شهادت رسید.
منبع: شبنم عشق صفحه 8 - 5
http://www.rasekhoon.net




نوع مطلب : زندگی نامه شهید علم الهدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 02:19 ب.ظ
Terrific article! This is the kind of information that should be
shared across the internet. Shame on the search engines for not
positioning this post upper! Come on over and visit my site .
Thanks =)
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:48 ق.ظ
Right now it appears like Movable Type is the best blogging platform available
right now. (from what I've read) Is that what you're using on your blog?
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:51 ب.ظ
Definitely believe that that you stated. Your favorite justification seemed to be at the internet the simplest factor to take into accout of.
I say to you, I certainly get annoyed even as other folks think
about concerns that they just don't know about. You managed to hit
the nail upon the top as well as outlined out the entire thing without having side-effects , other people
can take a signal. Will likely be again to get more. Thanks
یکشنبه 16 تیر 1392 05:45 ب.ظ
من مزار ایشون رو زیارت کردم.
جای غریبیه.همه شهدا دانشجویان شهید هستن.هرکسی که به اون محل میاد با یه شهید خلوت میکنه
شهید علم الهدی مدتی که تو مشهد بود به گمانم تو غربت شهید شدن رو از آقاش یاد گرفت و به سوی حق تعالی شتافت
روحش شاد
. saسلام
شهید علم الهدی عجیب جوونا رو توی مسیر خودشون میارن
من خودم از طریق ایشون با فضای دفاع مقدس آشنا شدم
یکشنبه 16 تیر 1392 05:38 ب.ظ
روحش شاد.به امید شفاعت آن بزرگوار
برای شادی روحش صلوات... .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :