مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









شنبه 11 خرداد 1392 :: نویسنده : . sa
لاک پشت پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی
می‌دانست‌ كه‌ همیشه‌ جز اندكی‌ از بسیار را نخواهد رفت
 
آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و كُند؛ و دورها همیشه‌ دور بود.
 
.......
 
سنگ‌پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌كشید.
 
 
پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبك؛
 
و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت:
این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.
 
كاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌كردی.
 
من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه.
و در لاك‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ ناامیدی.
 
خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند كرد.
زمین‌ را نشانش‌ داد. كُره‌ای‌ كوچك‌ بود.
 
و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ كس‌ نمی‌رسد.
 
چون‌ رسیدنی‌ در كار نیست. فقط‌ رفتن‌ است. حتی‌ اگر اندكی. و هر بار كه‌
می‌روی، رسیده‌ای.
 
و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكی‌ سنگی‌ نیست،
تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌كشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.
 
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت.
 
دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.
 
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندكی؛
 
و پاره‌ای‌ از(او) را با عشق‌ بر دوش‌ كشید.







نوع مطلب : بندگی، 
برچسب ها : عشق، خدا،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic