مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









یکشنبه 6 اسفند 1391 :: نویسنده : . sa
روزی روزگاری، بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالاهای گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است.
فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!
خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟ نه...
او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟
مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود : مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا باز هم شروع به کار خواهم کرد!




نوع مطلب : نجواباخدا، 
برچسب ها : ایمان، خدا، سختی، بازرگان،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اسفند 1391 :: نویسنده : . sa

بسم الله نور


اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت :حاج آقا یه
سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن
خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم
فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا
برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منوقبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزیزه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت
چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن:نه
گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی

مارفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد





نوع مطلب : آخرت، دنیا، 
برچسب ها : دنیای فانی، زندگی کوتاه دنیوی، خوب زندگی کردن، عمر، رفتنی بودن همه انسانها،
لینک های مرتبط :
جمعه 4 اسفند 1391 :: نویسنده : . sa


-



جایی برا موسسه روایت سیره ی شهدا نداشتیم
از همون اول یه خونه اجاره کرده و سیره ی شهدا رو راه انداخته بودیم
مدتی اجاره خونه عقب افتاده بود
هیچ منبع درامدی هم نداشتیم که اجاره رو تامین کنه
مسئول سیره بچه های موسسه رو جمع کرد و گفت بریم گلزار شهدا
همه راه افتادیم
رسیدیم سر مزار شهید زین الدین
مسئول سیره به تک تک بچه ها گفت:
گزارش کاراتون رو برا شهید بگین
تک تک گزارش دادیم
آخر سر مسئولمون خطاب به شهید زین الدین گفت:
ببین آقا مهدی!این وظیفه ی ما بود که انجام دادیم
الان هم اجاره خونه عقب افتاده ، صاحب خونه هم ما رو جواب کرده
تصمیم با خودتونه
اگه می خواین ما همچنان سیره شهدا رو نگه داریم ، اجاره ی مکانش رو جور کنین...
... صبح اول وقت روز بعد دیدم پدر شهید زین الدین اومد سیره
یه بسته پول گذاشت روی میز
جریان پول رو که پرسیدم ، گفت:
دیشب مهدی اومد به خوابم و گفت: این مبلغ رو برسونم به مسئول سیره ی شهدا
پول رو شمردیم ، دقیقا مبلغ اجاره ی عقب افتاده بود...
...




نوع مطلب : شهدا، 
برچسب ها : عنایت شهید، زین الدین، شهدا،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 اسفند 1391 :: نویسنده : . sa

امام باقر (علیه السلام) فرمود: « انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید»

 

 

 

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=159059

 





نوع مطلب : تغریف مناجات، نجواباخدا، 
برچسب ها : استجابت دعا، گناه کردن، مانع استجابت دعا،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 اسفند 1391 :: نویسنده : . sa

امام هادی (ع) فرمودند: ما خاندان، هنگام خوابیدن، امور زیر را رعایت می کنیم:

1.داشتن طهارت

2.صورت برکف دست نهادن

3. 33مرتبه سبحان الله گفتن

4. 33مرتبه الحمد الله گفتن

5. 34مرتبه الله گفتن

6.روبه قبله کردن صورت

7.خواندن سوره حمد

8.خوانده آیة الکرسی

9.خواندن آیه « شهد الله انه لا اله الا هو والملائکة واولوا العلم قائما بالقسط لا اله هو العزیز الحکیم.»

(سوره آل عمران/ 18)

«خداوند که در دادگری، استوار است وفرشتگان ودانشمندان گواهی می دهند که خدایی جز او نیست، آری جز او که پیروزمند فرزانه است، خدایی نیست.»

(42درس زندگی از سیره عملی حضزت امام هادی (ع)، ص43)

 





نوع مطلب : حقیقت التماس دعا، 
برچسب ها : هنگام خوابیدن، سیره عملی امام هادی(ع)،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات