تبلیغات
مهلت توبه! - مطالب فروردین 1392
 
مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









شنبه 31 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa
روزی عده­­ ای از اصحاب کنار پیامبر جمع شده بودند، پیامبر فرمودند هر یک از شما یک دعای مستجاب دارد، چه دعایی می­کنید؟
آنها همگی دعا کردند؛ یکی عاقبت به خیری خواست، چیزی که خیلی از افراد خواهان آن هستند، یکی دعا کرد که در گذر از پل صراط ایمن باشد، دیگری حاجت دنیایی داشت، و آن یکی سلامتی خواست و.... این دعاها همگی خیر هستند و معمولاً درخواستهای ما نیز از همین چیزها است.
سپس پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رو به آن عده فرمودند که شما را سفارش می­کنم به دعای اویس قرن.
می­دانید که اویس قرنی دو بار برای دیدار پیامبر به مدینه آمد. یک بار پیامبر تشریف نداشتند و بار دیگر پیامبر از دنیا رفته بودند. در دومین سفر اویس قرنی به مدینه، عده‌ای سراغ او آمده، گفتند که برای ما چنین اتفاقی افتاد و پیامبر فرمودند من دعای اویس قرنی را به شما سفارش می­کنم. حال ای اویس قرنی اگر تو در آن جمع بودی چه دعایی می‌کردی؟
اویس، غمزده و خونین جگر گفت: دیگرسودی ندارد. فرصت از دست رفت! آنها که حسابی متعجب شده بودند، پافشاری کردند که اویس دعای خود را بگوید. اویس که حالا چشم ترش حال و هوای درون سینه‌اش را بازگو می‌کرد، بالاخره لب به سخن گشود که اگر در آن بین بودم و یک دعای مستجاب داشتم، دعا می‌کردم خداوند سایه‌ی پیامبر را بر سر ما مستدام بدارد.




نوع مطلب : ائمه (علیهم السلام)، 
برچسب ها : دعا، پیامبر، اویس قرنی، اصحاب پیامبر،
لینک های مرتبط :
جمعه 30 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa
نقل است كه روزى فضّال بن حسن بن فضّال كوفىّ به أبو حنیفه برخورد كه جماعتى انبوه مواردى از فقه و حدیث را بر ایشان املاء می كرد، فضّال به دوست همراه خود گفت: تا أبو حنیفه را خجل نكنم
هیچ جایى نروم.

...
دوست همراهش بدو گفت: أبو حنیفه كسى است كه تو خود به حالش واقفى و دلیل و حجّت او آشكار و عیان است.

گفت: واگذار! مگر حجّت فردى گمراه بر حجّت مؤمن میچربد؟ سپس بدو نزدیك شده و با هم سلام و علیك كردند، و حاضران همگى جواب سلامش را دادند، پس گفت:

اى أبو حنیفه، یكى از برادران من می گوید: بهترین مردم پس از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله علىّ بن أبى طالب است و من میگویم: أبو بكر بوده و پس از او عمر. نظر شما چیست خدا رحمتت كند!.

پس أبو حنیفه مدّتى سر بزیر انداخته سپس گفت: آرامگاه آن دو كنار رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از هر كرم و فخرى بسنده مىكند، مگر نمیدانى كه آن دو كنار آن حضرت مدفونند، دیگر چه حجّتى واضحتر از آن است؟

فضّال گفت: من همین را به برادرم گفتم و او گفت: اگر آن خانه فقط براى رسول خدا بود آن دو با دفن در موضعى كه حقّى در آن نداشتند مرتكب ظلم و ستم شده اند، و اگر براى آن دو بوده و به پیامبر بخشیدند باز هم در پس گرفتن آن كار بسیار بدى كردند، زیرا از بخشش خود صرف نظر كرده و عهد خود را فراموش كردند.

أبو حنیفه ساعتى سر بزیر انداخته فكر كرد سپس گفت: نه مخصوص او نه آن دو بوده، بلكه از قسمت سهم الإرث عائشه و حفصه مستحقّ دفن در آن مكان شدند.

فضّال گفت: من نیز همین را بدو گوشزد كردم ولى او گفت: تو خود میدانى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله با داشتن 9 زوجه وفات یافت، اگر حساب كنیم ، به هر كدام از زوجات آن حضرت یك نهم از یك هشتم ارث میرسد،سپس در یك نهم از یك هشتم نگاه كردیم دیدیم میشود یك وجب در یك وجب،با این حساب چگونه آن دو مرد مستحقّ بیشتر از آن شدند، و بعد اینكه چطور عائشه و حفصه از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ارث برند
ولى فاطمه دخت گرامى او از میراث منع گردد؟! أبو حنیفه گفت: اى قوم، او را از من دور كنید، كه او رافضى مذهب خبیث است!!.
الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج2، ص: 330

توضیح:
مردی که فرزند دارد یک هشتم از دارایی اش به همسرش ارث میرسد.
اتاق پیامبر 9 متر بود.سهم 9 زن پیامبر از این 9 متر میشود یک هشتم این 9 متر.یعنی میشود 1متر و 12 سانتیمتر. حالا این 1متر و 12 سانتیمتر رو باید بین 9 زن پیامبر تقسیم کرد که تقریبا نفری 12/5 سانتیمتر ارث میبرند.
حالا شما بگید اگر سهم عایشه و حفصه رو روهم بزاریم میشه 25cm
چی جوری میشه تو 25 سانتیمتر دو نفر دفن کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




نوع مطلب : ائمه (علیهم السلام)، حضرت زهرا(س)، 
برچسب ها : همراه پیامبر، ابوبکر وعمر، عایشه وحفصه، حضرت زهرا(س)، سهم الارث،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa

پرسیدم..... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ، آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

دو چیز را همیشه فراموش كن:

خوبی كه به كسی می كنی

بدی كه كسی به تو می كند

همیشه به یاد داشته باش:

در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار

در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار

در نماز ایستادی دلت را نگه دار

دنیا دو روز است:

یك با تو و یك روز علیه تو

روزی كه با توست مغرور مشو و روزی كه علیه توست مایوس نشو. چرا كه هر دو پایان پذیرند.

به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد

به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد

دو چیز را از هم جدا كن:

عشق و هوس

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی، اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی.

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را بر طرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود.

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكیش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان، همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی ، كارها به خوبی پیش می روند.

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

پس هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد و تمام غیر ممكن ها فقط برای شماست.

 





نوع مطلب : بندگی، دوست، نجواباخدا، 
برچسب ها : زندگی، توکل ب خدا، خدا، عشق، هوس، آینده، حال،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa

خواجه اى غلامش را میوه اى داد.
غلام میوه را گرفت و با رغبت تمام مى خورد.
خواجه، خوردن غلام را مى دید و پیش خود گفت: كاشكى نیمه اى از آن میوه را خود مى خوردم. بدین رغبت و خوشى كه غلام میوه را مى خورد، باید كه شیرین و مرغوب باشد.
پس به غلام گفت: یك نیمه از آن به من ده كه بس خوش مى خورى.

غلام نیمه اى از آن میوه را به خواجه داد؛ اما چون خواجه قدرى از آن میوه خورد، آن را بسیار تلخ یافت. روى در هم كشید و غلام را عتاب كرد كه چنین میوه اى را بدین تلخى، چون خوش مى خورى؟!

غلام گفت: اى خواجه! بس میوه ی شیرین كه از دست تو گرفته ام و خورده ام. اكنون كه میوه اى تلخ از دست تو به من رسیده است، چگونه روى در هم كشم و باز پس دهم كه شرط جوانمردى و بندگى این نیست. صبر بر این تلخى اندك، سپاس شیرینى هاى بسیارى است كه از تو دیده ام و خواهم دید....






نوع مطلب : بندگی، 
برچسب ها : بندگی، غلام، صبر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa


روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.


اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...






نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : لقمان حکیم، بهترین غذا، بهترین خانه، دوستی با مردم، کار کردن،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa
قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما - بر خلاف آن چه مؤمنین امروزی می پندارند و بی
ایمانان امروز قیاس می کنند - بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی
و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش
از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و
نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست…
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با
قلم… آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح
نیست…

این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را - که خواندنی نام دارد - دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک
و اسباب کشی به کار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و… شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و
بالاخره، این که می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،

قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ “
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها : قرآن، تدبر در قرآن، مردگان، حفظ قرآن،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa

روزی شیطان در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتی آن حضرت از طواف فارغ شد، دید ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده، كناری ایستاده است.

فرمود: ای ملعون! تو را چه می شود كه چنین ضعیف و رنجوری؟!

گفت: از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم.

فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟

گفت: یا رسول الله! چند خصلت نیكو در ایشان است، من هر چه تلاش ‍ می كنم این خوی را از ایشان بگیرم نمی توانم.

فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدامند؟

گفت: اول اینكه هرگاه به یكدیگر می رسند سلام می كنند و سلام یكی از نام های خداوند است. پس هر كه سلام كند حق تعالی او را از هر بلا و رنجی دور می كند و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او می گرداند.

دوم اینكه، وقتی با هم ملاقات كنند به هم دست می دهند و آن را چندان ثواب است كه هنوز دست از یك دیگر برنداشته حق تعالی هر دو را رحمت می كند.

سوم، وقت غذا خوردن و شروع كارها بسم الله می گویند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور می كنند.

چهارم، هر وقت سخن می گویند: ان شاءالله بر زبان می آورند و به قضای خداوند راضی می شوند و من نمی توانم كار آنها را از هم بپاشم، آنان رنج و زحمت مرا ضایع می كنند.

پنجم، از صبح تا شام تلاش می كنم تا اینان را به معصیت بكشانم. باز چون شام می شود، توبه می كنند و زحمات مرا از بین می برند و خداوند به این وسیله گناهان آنان را می آمرزد.

ششم، از همه اینها مهم تر این است كه وقتی نام تو را می شنوند با صدای بلند صلوات میفرستند و من چون ثواب صلوات را می دانم، از ناراحتی فرار می كنم؛ زیرا طاقت دیدن ثواب آن را ندارم.

هفتم هم اینکه ایشان وقتی اهل بیت تو را می بینند، به ایشان مهر می ورزند و این بهترین اعمال است.

پس حضرت روی به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس ‍ یكی از این خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.




نوع مطلب : گناه، اغوای شیطان وشیطان پرستان از دیروز تا امروز، 
برچسب ها : مومن، شیطان، توکل ب خدا، راضی ب رضای خدا، سلام کردن، خدا، پیامبر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa
قیلَ لِلصّادقِ (علیه السلام) : عَلی ماذا بَنَیتَ أَمرَك؟
فَقالَ: عَلی أَربَعَة أَشیاءَ: عَلِمَتُ أَنَّ عَمَلی لا یعمَلُهُ غَیری فَاجتَهَدتُ، وَ عَلِمتُ أَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ مُطَّلِعٌ فَاستَحییتُ، وَ عَلِمتُ أَنَّ رِزقِی لا یأكلُهُ غَیری فَاطمَأنَنتُ، وَ عَلِمتُ أَنَّ آخِرَ أَمری المَوتُ فَاستَعدَدتُ

به امام صادق (علیه السلام) گفتند: كارهای خود را بر چه اساسی استوار ساخته‌اید؟
فرمودند: بر چهار بنیان:
اول: دانستم كه كار مرا غیر از من كسی انجام نمی‌دهد، پس خود در به جا آوردن آن كوشیدم.
دوم: دانستم كه خداوند بر حال (ظاهر و باطن) من آگاه است، پس حیا كردم.
سوم: دانستم كه روزی مرا دیگری نخواهد خورد، پس آرام گرفتم.
چهارم: دانستم كه پایان كار من مرگ است، پس برای آن مهیاشدم.
بحارالانوار، ج 78، ص 228، ح 100




نوع مطلب :
برچسب ها : امام صادق، بنیان زندگی، کار،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa

امیرالمومنین (ع):
اگر صبر داشته باشی قضای الهی بر تو می گذرد در حالی که تو ستایش می شوی
و اگر بی تابی کنی باز هم قضای الهی برتو می گذرد در حالی که تو نکوهش می شوی




نوع مطلب : نجواباخدا، 
برچسب ها : صبر، قضای الهی، نکوهش شدن، بی تابی،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :