تبلیغات
مهلت توبه! - مطالب چشمهایمان رانبندیم
 
مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : . sa
روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید: من
در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.یک اینکه می گوید خدا دیده نمی شود . پس اگر
دیده نمی شود وجود هم ندارد.دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند
در حالی که شیطان خوداز جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد...سوم هم می گوید
: انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالیکه چنین نیست و از روی
اجبار انجام می دهد.بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب
کرد.اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی او افتادندو
او را به نزد خلیفه آوردند.خلیفه گفت : ماجرا چیست؟ استاد گفت : داشتم به دانش
آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.بهلول پرسید
: آیا تو درد را می بینی؟گفت : نهبهلول گفت : پس دردی وجود ندارد. ثانیا مگر تو
از جنس خاک نیستی و اینکلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.ثالثا : مگر
نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟ پس من مجبور بودم وسزاوار مجازات
نیستم.استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت!!!ا





نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : دیدن خدا، شیطان، استاد، سنگ،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 فروردین 1392 :: نویسنده : . sa


روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.


اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...






نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : لقمان حکیم، بهترین غذا، بهترین خانه، دوستی با مردم، کار کردن،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 بهمن 1391 :: نویسنده : . sa

به رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) گفتند:

فلان جوان که در نماز جماعت شما حاضر می شود چشم چران است وبه نامحرم نگاه می کند.

حضرت فرمود: او را به حال خود واگذارید که این نماز جماعت سبب ترک این عادت زشتش می شود.

بعد از مدتی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خبر دادند که آن جوان موفق به توبه از آن عادت رشت شده است.

                                                                                                                     (سرود شکفتن-اندیشه قم)





نوع مطلب : راهکارهای توجه به نماز، چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : نماز جماعت، پیامبر اکرم، نماز جماعت چشم چران،
لینک های مرتبط :
 جمله کرامات مرحوم مجلسی داستان نمک و خیانت است، روزی یکی از دوستان مرحوم مجلسی که خیلی به وی ارادت داشت، از همسایه خود و جمع همراه او شکایت کرد و گفت: در همسایگی ما همسایه ای است که از شب تا صبح به همراه جمعی، فساق به لهو و لعب و شراب خوردن می‌پردازد، شما می توانید برای من چاره ای بیندیشید؟
ملا محمد تقی به او گفت: امشب همسایه خود و همراهانش را برای صرف شام دعوت کن، من نیز خواهم آمد، دوست ملا محمد تقی بدون کوچکترین اعتراضی قبول کرد و به سراغ آنان رفت.

رییس ضمن قبول دعوت با خوشحالی گفت: چه شده است که به طایفه ما ملحق شده‌ای؟ میزبان بدون اظهار نظر به خانه برگشت و اسباب شام را فراهم ساخت و چون شب فرا رسید، علامه زودتر از مهمان‌ها به خانه همسایه اش رفت و در آنجا نشست، چون مهمانان وارد خانه شدند و چشمشان به ملا محمد تقی افتاد، متعجب شدند.
رییس آنان که حضور یک فرد روحانی را مانع عیش و نوش دانست، در صدد برآمد که با حیله‌ای او را از میدان به در کند، از این رو به ملا محمد تقی گفت: شیوه‌ای که شما در دست دارید، بهتر است یا کاری که ما آنان را در پیش گرفته ایم؟

ملا محمد تقی با لحنی ملایم و آرام گفت: هر کدام شیوه کار خود را بیان و بعد قضاوت می‌کنیم که کدام بهتر است، رییس گروه که از برخورد مؤدبانه این روحانی در شگفت مانده بود، گفت: این سخن نیکویی است.
سپس ادامه داد: یکی از اوصاف ما این است که وقتی نمک کسی را خوردیم، دیگر به او خیانت نمی کنیم، ملا محمد تقی فرصت را غنیمت شمرد و گفت: من این مطلب را که شما گفتید قبول ندارم. اما سر دسته آنان در حالی که قیافه حق به جانبی را به خود گرفته بود، گفت: این از اصول طایفه ماست.
ملا محمد تقی نگاهی به آنان کرد و سپس با نفس مسیحایی خود فرمود: آیا شما تا به حال نمک خدا را خورده‌اید؟!

این سخن ملا محمد تقی همانند آب سردی بر آتش طغیان و غرور آنان فرو ریخت، سکوت سراسر مجلس را فرا گرفت، رنگ خجالت بر سیمایشان نشست، زیر چشم به هم نگاهی کردند و بدون اینکه سخنی بگویند خانه را ترک کردند.
صاحب‌خانه که شاهد این صحنه بود، دلهره سراسر وجودش را فرا گرفت، نزد ملا محمد تقی آمد و گفت: اینکه بدتر شد، ملا محمد تقی مجلسی گفت: صبر کن تا ببینیم بعدها چه می‌شود.
صبح روز بعد درب خانه ملا محمد تقی به صدا در آمد، وقتی که در خانه را گشود، رییس آن گروه را دید که پشت در خانه ایستاده است، رئیس زودتر از ملا محمد تقی سلام کرد و گفت: دیشب سخن شما مرا به فکر وا داشت، اینک غسل کرده و توبه کرده‌ام و آمده‌ام تا شما مسائل دینی را به من بیاموزید.
لبخند رضایت بر لبان محمد تقی نشست و با روی گشاده او را به خانه خود دعوت و از او پذیرایی کرد

******************************************

فقیه و محدث برجسته علامه ملا محمدتقی مجلسی در سال 1003 هجری قمری در اصفهان به دنیا آمد. پدرش ملا علی مجلسی فاضلی دانش دوست بود و خود از راویان احادیث اهل بیت علیهم‌السلام به شمار می‌آمد. علامه ملا محمدتقی مجلسی در یازدهم شعبان سال 1070 هجری قمری در اصفهان از دنیا رفت و بدن مطهرش در همین شهر و در مسجد جامع به خاک سپرده شد. فرزند او «محمد باقر» کتاب گرانسنگ بحارالانوار را در 107 جلد تدوین کرد که بعدها با اضافه شدن فهرست به 110 جلد افزایش یافت، داستان ذکر شده داستانی از کتاب «علامه مجلسی مردی از فردا» است.






نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : نمک، خدا، فسق وفجور، محمد تقی مجلسی،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 دی 1391 :: نویسنده : . sa

کلامی از شیخ بهائی

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار كار كند، می‌گویند احمق است !

اگر كم كار كند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش كند، می‌گویند افراط می‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گویند ورّاج و پرگوست !!!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاكاراست!!!

و اگر نكند میگویند كافراست و بی‌دین !!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد.

و جز ازخداوند نباید ازكسی ترسید.

پس مطیع امر  خدا ، رسول و اولیاءالله و با آن شاد باشید ومهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود

 





نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : حرف، حرف مردم، ترس از خداوند،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : . sa

شح نفس یعنی بخل شدید قلب که با حرص همراه است

یادمه چند سال پیش در یک کارگاه تفسیر ، استاد وقتی می خواستند این عبارت قرآنی رو معنا کنند و برای اینکه حسابی مطلب جا بیفتد ماجرای جالبی رو نقل کردند که در حدی که یادم مانده باشد -نقل به مضمون - برایتان تعریف می کنم:

ایشان می گفتند: چند سال قبل که برای ضبط تفسیر با صدا و سیما همکاری می کردم رسیدم به آیه ای در مورد حجاب

خب مطلب را گفتم وقتی ضبط برنامه تمام شد ، خانمی از آن مجموعه که در مصرف پارچه صرفه جویی کرده بود،  آمدند و گفتند امکان دارد چند لحظه وقتتان را بگیرم؟

گفتم: بفرمایید

گفت:حاج آقا من نمازهایم قضا نمی شود، روزه هایم را می گیرم، سعی می کنم به کسی ستم نکنم، سعی می کنم دل کسی را نشکنم، دعای کمیل و ندبه ام را تقریبا همیشه می خوانم، غیبت نمی کنم، دروغ نمی گویم، تهمت نمی زنم، بد کسی را نمی خواهم و ... اما این یکی را نمی توانم و به موهایش اشاره کرد. گفت این یکی را کوتاه بیایید من واقعا نمی توانم از بچگی در محیطی بزرگ شده ام که به این شکل بوده و واقعا واقعا نمی توانم از آن دست بردارم

گفتم: می دانی فرق ما با خدا چیست؟

گفت: متوجه نمی شوم؟

گفتم فرق ما اینه که اگر یکی بیاید بگوید از بیست تا کاری که به من گفته اید من نوزده  تای آن را دقیق و درست انجام می دهم اما این یکی را نمی توانم شما از این یکی بگذر، ما می گوییم خب می شوی نوزده، نوزده هم برادر بیسته. قبول عالی تموم شد برو اما می دانی خدا چه می گوید؟

خدا می گوید اونو نمی خوام این مهم نیست اون یکی برام ارزش نداره  و ... می گوید من فقط همین یکی که می گویی برایم مهم است !

گفت: خب چرا خدا چنین می کند؟...



ادامه مطلب


نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، تغریف مناجات، نجواباخدا، 
برچسب ها : شح نفس، حرص نفس، تاثیر اطراف، حجاب، خوبی، بدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : . sa

 لوگوی المپیک لندن عدد 2012 را نشان می دهد، ضمن این که در داخل عدد 2 نام شهر لندن و در داخل عدد 0 نشان المپیک جای گرفته است اما در رابطه با قسمت مرکزی که به شکل لوزی است مطلبی عنوان نشده ولی تعابیری چون نماد "چشم" از آن می شود.

Tazeh.net: در تاریخ صد و شانزده ساله مسابقات المپیک، این مسابقات، فقط صحنه رقابت های ورزشی نبوده، بلکه تا حدودی آینه تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ای هم می باشد که شاید بیشتر از هر چیز در نمادهای المپیک نمود پیدا کرده است. نمادهای فراماسونری که همان امپراتوری مخفی صهیونیست هاست؛ در تمام دنیا دیده می شوند. این نمادها را می توان در المپیک 2012 لندن (یکی از مراکز فراماسونری در جهان) مشاهده کرد. از آرم المپیک و کلمه صهیون تا نورافشانی استادیوم های ورزشی که به شکل هرم ماسونی طراحی گردیده اند. ولی جالب ترین و بحث برانگیزترین آنها عروسک نماد بازیهاست. عکس زیر، آرم المپیك 2012 لندن است.
به گفته طراحان این نشانه، لوگوی المپیک لندن عدد 2012 را نشان می دهد، ضمن این که در داخل عدد 2 نام شهر لندن و در داخل عدد 0 نشان المپیک جای گرفته است اما در رابطه با قسمت مرکزی که به شکل لوزی است مطلبی عنوان نشده ولی تعابیری چون نماد "چشم" از آن می شود. عده ای از کارشناسان رسانه و صاحبنظران و هنرمندان در سطح جهان مطلبی را در رابطه با اینکه هر قطعه از این نشانه ضمن اینکه نشانگر یک عدد می باشد، نشانگر یکی از حروف الفبای انگلیسی هم هست در رسانه ها منتشر نموده اند. درواقع اولین عدد 2 حرف
Z ، عدد 0 حرف O ، عدد 1 حرف i و در نهایت دومین عدد 2 حرف N رو نمایش میدهد . همانطوری هم که در تصویر مشخص شده، اولین 2 و آخرین 2 که دو حرف متفاوت رو نشان میدهند به شکلی هوشمندانه و متفاوت با هم طراحی شده اند که با در کنار هم گذاشتن این حروف کلمه Z I O N شکل می گیرد.


Z I O N به چه معناست؟
این کلمه عبری بیش از همه برای یهودیان معنی و مفهوم دارد  و معادل آن در زبان فارسی همان "صهیون" است. البته این کلمه معانی دیگری چون کوه مقدس اورشلیم، قوم اسرائیل و بهشت را هم دارد که به جز آخری تمام این کلمات صحه بر ادعای معترضان و منتقدان است. همچنین با مقایسه این لوگو با تصویر موزه هلوکاست لندن از بالا آن را بی شباهت با نوع معماری بکار رفته در ساخت آن نمی دانند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : نماد المپیک، لندن، فراماسونری، اورشلیم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : . sa

در ادبیات غرب معمولا از آخرالزمان با اصطلاح « آپوکالیپس» واز نبرد وجنگ نهایی آخرالزمان که بین منجی جهانی ودشمنان او در می گیرد با اصطلاح « آرماگدون» یاد می شود.

اثرپذیری بالای سینما غرب از این مفاهیم به گونه ای است که برخی تولیدات هالیوود صریحا با عنوان آپوکالیپس یا آرماگدون نام گذاری شده اند. اغلب این آثار دارای خط داستانی یکسان وساختار قفسه ای همانندی هستند، معمولا به یک شیوه شروع شده، ادامه یافته، به پایان می رسند.

این ساختار به گونه ای است که در ابتدای آن ها زندگی به نحو معمولی وآرام در دنیا جریان دارد، بچه ها به مدرسه می روند، کارمندان سر کار هستند. کافه ها وتریا ها فعال هستندو... واما به ناگاه، ورود یک گروه غریبه وناشناس، این آرامش را به هم می زند که معمولا گروهی هستند که هیچ اطلاعاتی ومشخصاتی ار آنان در دست نیست . در این فیلم ها معمولا نیویورک، واشنگتن، شیکاگو، لس آنجلس ونیز پاریس، لندن، ورم... منهدم می گردند. در برخی از این آثار حتی پکن، مسکو ودهلی نیز از بین می روند. همه چیز به هم می ریزد و وحشت ونیستی بشریت وتمدن بر فیلم حاکم می شود، وباقیمانده مردم به رهبری آمریکا نجات می یابند. این داستان ها نمادی از نبرد اخرالزمان ونیروهای خیر وشر که نیروهای شر از شرق می آیند وسبزه رو مشکی هستند ویا نه حرف انسانی را می فهمند. مهم این است که در این معرکه هنر وفرهنگ چه باید کرد.

 





نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، اغوای شیطان وشیطان پرستان از دیروز تا امروز، 
برچسب ها : آخرالزمان، هالیوود، ارماگدون، اپوکالبپس، نجات بشر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 فروردین 1391 :: نویسنده : . sa

انسان با توجه به باور الهی خویش حق خداوند متعال را در تمامی عرصه های زندگی خود به عنوان  آفریدگار وپروردگار محترم می داشت وبر مبنای این عقیده كه خداوند عالم، منشا خیرات وبركات ودانای عالم است، دین خدا را پاس می داشت. ثمره این التزام عقیدتی وعملی، ظهور وبروز سبك ومدلی از زندگی مبتنی بر تعلیمات الهی بود. اما بعد از گذشت اعصار، انحرافی عظیم در این اندیشه ظهور یافت كه ریشه در تحریفاتو كجروی های بشر اغوا شده به دست شیطان داشت. این انحراف در مسیر حركت انسان به سوی سعادت فردی واجتماعی با عنوان باور بشر محوری رشد یافت وتمام آنچه انسان را به تعالی ورشد معنوی می رساند، به قهقرا كشاند.

بعد از ظهور وبروز مكتب بشر محوری  در برابر مكتب خدا محوری، انسان بشر محور برآن شد تا با تبیین خویش به عنوان نقطه كانونی جهان وپایگاه  تصمیم گیری ها وتصمیم سازی ها، مدل زندگی خود را طراحی كند ودین برخاسته از اندیشه مطلق خویش را پایه زندگی گرداند. بدین طریق حق خدا از تمامی شئون زندگی انسان محو گشت و حقوق انسانی موضوعیت  یافت. این تلقی از حیات انسان مدلی از زندگی را فرا روی بشر قرار داد كه خود تبیین كننده  سبك زندگی بود. براین مبنا هر آنچه نام دستورات وفرامین الهی به خود می گرفت با نام مبارزه با سنت زدوده می گشت ودر مقابل آن، روشی نفسانی وشیطانی به نام مدرنیته جایگزین می شد.

بشر فرو رفته در گرداب انسان محوری با تلقی خود به عنوان محور عالم، فردیت و خود خواهی را جایگزین وحدت قلوب وپیوندهای مستحكم انسانی نمود تا از رهگذر آن بار گران ایثار وگذ شت آمیخته با حیات طیبه را از خود دور سازد.

دین سبب ازدواج كه نقطه اتصال گذشت انسان ورشد وكمال او با دیگری است، نه به شكل مسیر تعالی بلكه به شكل پایبستی سنگین بر وی رخ نمود واو را برآن داشت تا با طراحی سبكی از زندگی به نام همباشی بدون ازدواج، از مسئولیت خود بكاهد وبر عیش ولذت خود بیافزاید.

 در حالی كه خداوند متعال با خلقت  حضرت آدم علیه السلام وهمسرش حوا، مقدس عشق را معرف پیوند الهی زن ومرد قرار داده بود، انحراف انسان محوری، معنای عشق را دگرگون ساخت  ودراین تلقی بشر محورانه آنچه خارج از رابطه مستحكم ومیثاق غلیظ ازدواج را شكل میداد در قالب جسمانی خود عشق نامید.

بنابراین در سبك زندگی الهی، عشق نماد پیوند آسمانی وشرعی زوجین ودر تلقیات بشر محوری نماد تلفیق جسمانی وشهوانی دو فرد قرا گرفت.

مبتنی بر سبك زندگی غربی، روزی به نام روز عشق یا همان ولنتاین طراحی شد كه برپایه عقبه خاص بود. با طرح تئوری نظم نوین جهانی وجهانی سازی دول استكبار برآن شدند تا سبك زندگی غربی یا همان سبك زندگی آمریكایی را به عنوان تنها سبك زندگی بشر در تمام پهنه گیتی بسط وگسترش دهند وبه تبع آن ملحقات این مدل را نیز در شئون زندگی انسان، فراگیر سازند، به همین جهت آیین های خود ساخته غربی به سرعت وارد زندگی انسانهای سراسر كره زمین گشت.

مراسم ولنتاین نیز یك از این ملحقات سبك زندگی است كه با ظاهر فریبنده وبا تكیه بر یكی از ارزشمندترین مظاهر زندگی انسانی یعنی عشق، وارد سفره های فرهنگی كشورهای دنیا علی الخصوص قلوب جوانان شده است وایشان را به ظاهر، بر محبت افزون تر ودر باطن به مدل زندگی بدون ازدواج، همباشی وعلایق خارج از حدود دینی تشویق می نماید.

در واقع یكی از سلاح های پنهان جنگ نرم در تغییر مدل وسبك زندگی الهی استفاده از نمادهای مشترك با ماهیتی دوگانه همچون عشق است كه از رهگذر آن لایه های پنهان تفكری غرب بدون ایجاد ذره ای شك وتردید وارد اندیشه انسان ها گردد.

 كاركرد روز ولنتاین در این مدل، قباحت زدایی از روابط دوستانه وناسالم میان دو غیر هم جنس، ترویج روابط خارج از چهار چوب دینی وشرعی وازدواج شرعی زدایی مبتنی بر سبك زندگی الهی است . همچنین این نكته نباید از نظر دور بماند كه با رواج این پدیده در مسیر زندگی انسان، نظام سرمایه فربه تر وحیات ماتریالیسك گسترده تر می گردد. چرا كه با ترویج چنین آیینی در میان ملل عالم، مناسبات وهدایای خاص آن عموما در بساط تولیدات مادی نظام سرمایه داری یافت می شود.   





نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها : ولنتاین، جنگ نرم، جهانی سازی، جوان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 اسفند 1388 :: نویسنده : . sa

چشمهایمان رانبندیم

خطر، ازهرسواحاطه مان کرده است. فرهنگمان به قلعه می ماندکه دشمن باسلاحهای گوناگون، گردآن حلقه زده است. سلاحهای دشمن اگرچه سنگین ومتعدد و متنوع است اما صلابت واستحکام این قلعه نیزکم نیست. این همان قلعه ای است که هزار و اندی سال انواع هجومها وحمله وتعدیها راتاب آورده و همچنان استوار ایستاده است.

دشمن اگرچه مجهز وقدرتمند وکارآزموده است، دشمن اگرچه غدار وسفاک وبی رحم است، اما به دلیل باطل بودنش شکستنی، آسیب پذیر و مضمحل شونده نیزهست.

پس نگرانی ازقدرتمندی دشمن نیست، این سلاحهای مخرب نیست که ترس آور است، آنچه نگران کننده و وحشت زاست، دشمن نیست، ضعفهای ماست. اگر دیدبانهای مابه خواب رفته باشند، اگرستون پنجم دشمن ازدرهای نامرئی قلعه نفوذکرده باشد، اگرعده ای ازداخل قلعه، باتیشه ی جهل، به جان دیوارهای قلعه افتاده باشند، اگر عده ای درشبهای فتنه، بادستهای خیانت، گرای مهمات فرهنگی مارابه دشمن بدهند، اگرعده ای ورود دشمن را لحظه شماری کنند وخبرآمدنش رامژده بشمارند، ضعیف ترین دشمن هم پیروزی راپیش چشم خودمی بیند. آری هراس ازقدرت دشمن نیست، هراس ازضعفهای ماست.

دشمن اگرچه مجهز به انواع خبائث است اما اگرسنگرهای فرهنگی مامحکم ومطمئن باشدهیچ غلطی نمی تواند بکند. این شکافها و روزنه های موجود بردیواره ی قلعه،کاردشمن نیست.( که درتوان دشمن نیست.) کار دوستان جاهل وخائن است. چشمهایمان رانبندیم. دشمن تا اعماق خانه هایمان نفوذکرده است اما نه متکی به قدرت خود که بامرکب خیانت وجهالت ما.

دشمن، درکشورما دکان مطبوعاتی نزده است، درهمین دکان ما به دادوستد ایستاده است. وچه بهترازاینکه صدها مجله وکتاب، حرفهای اورابزنند وتریبونهایشان رابه قلم وحنجره ی اوبسپارند.

ماهواره ی دشمن هنوز به تلویزیون ما مستقیم برنامه نمی دهد، ازهمین ابزار وفرستنده های ما استفاده می کندو ماچه بهتر از اینکه بی صرف بودجه وسلاح ومهمات، تفنگهایمان رابه سمت قلبهای خودمان نشانه رود؟

ومصیبت دراین است که دیوارهای قلعه آکنده شده است ازانواع این شکافها و روزنه ها.

واینهاوقتی علاوه می شود برتبعیض ها وتنگناها وفشارهای اقتصادی وبی تفاوتیها و... دشمن دیگرنیازی به استفاده ازسلاحهای خود نمی بیند. باچشم بسته هم می تواند از این همه شکاف عبورکندوبکند آنچه می خواهد.

به هوش باشید عزیزان که خطر ازهمه سو احاطه مان کرده است وحیاتمان درگرو هوشیاری شماست.

سیدمهدی شجاعی، صمیمانه باجوانان وطنم





نوع مطلب : چشمهایمان رانبندیم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :