تبلیغات
مهلت توبه! - مطالب حجاب
 
مهلت توبه!
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهدشد. شهید بهشتی
درباره وبلاگ


تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبابر اقتدارو آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم،چون اذن شهادت رهبرم(بهلول حبیبی زنجانی)

مدیر وبلاگ : . sa
نویسندگان
نظرسنجی
علت دین گریزی جوانان چیست؟









جمعه 25 مهر 1393 :: نویسنده : . sa
یک نگاہ بہ نامحرم میتواند سالها عبادتت را بسوزاند

و یک نگاہ نکردن میتواند برتر از سالها عبادت باشد

فقط یک نگاہ را برگردان!

چشمت را ببند!

با خدا معاملہ کن!

چکهاے خدا سر وقت پاس میشود




نوع مطلب : بندگی، گناه، حجاب، 
برچسب ها : نگاه، نامحرم، معامله با خدا،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 مهر 1393 :: نویسنده : . sa

در خیابان که راه می روی . . .

هنگامی که . . .

عده ای از کنارت رد می شوند 

و صلوات می فرستند . . .

بگو :

« الحمدالله که با دیدن چادر من،

خوشبوترین ذکر دنیا بر زبانتان جاری شد »





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : حجاب، چادر مشکی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : . sa
زن به دلیــــــــــــــــل زیبایی ها . جاذبـــــــــــــــــــه هایی که دارد، همواره بیشتر
 از مرد مورد
توجــــــــه قرار می گیرد واگـــــــــــر در جامعه طوری ظاهر شود
 کـــــــــــــه این زیباییها ارزان و راحت در اختیار دیگران قرار بگیـــــــــــــــــــــــرد،آنچه مورد توجه
دیگــــــــــــران قرار می گیرد،
زیبایی این جذابیتها خواهد بود ولی اگر با پوشش در جامعه ظاهــــــــر شود،
در واقع انسان بودن زن شناخته می شود ؛
وزن بخاطر جاذبــــــــــــــــــه های جنسی اش مورد آزار قرار نمی گیرد.




نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : حجاب، جنسیت، انسانیت، مورد آزار،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 تیر 1392 :: نویسنده : . sa
آنان که از بی حجابی و برهنگی وخود نمایی لذت  می  برند، شاید فراموش کرده اند که دستگاه های دقیق خدا، این صحنه های را ضبط و فیلم برداری می کند و فردای قیامت مورد سوال قرار خواهد داد




نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : حجاب، بی حجابی، خدا، قیامت،
لینک های مرتبط :
شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : . sa
به نام او...با یاری او...
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
:.

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی‌کشی؟


جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد، همان طور مودبانه و متین ادامه داد
.

خیلی عذر می‌خوام، فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
.

مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد
...
وبلاگ: پسر چوپان
اَلحَیاءُ مِفتاحُ كُلِّ الخَیرِ؛
حیا كلید همه خوبى هاست.

نور نوشت: وَ اللّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْكُمْ وَ یُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُواْ مَیْلاً عَظِیمًا (آیه 27 سوره نساء)
و خدا مى ‏خواهد بر شما ببخشاید، و كسانى كه پیرو شهواتند مى ‏خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : نگاه، حجاب، غیرت، زن، حیا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : . sa

 


من اگر پسر بودم...
اسمم حتما علی بود! سید علی...
آن وقت شب ها بعد از مسجد حتما می رفتم زورخانه تا کباده بکشم و میل
بزنم و با نفس ِ مرشد جان بگیرم، مرشد علی مولا بخواند و من با ضرب
انگشتانش غرق ِ یا علی شوم... میان گود چرخ بردارم و مرشد برایم ضرب
بگیرد، مرشد مولا مدد بگوید و من یا علی...
حتما کشتی هم می گرفتم... می شدم یک کشتی گیر با اخلاق... می شدم یک
پهلوان تمام عیار!!
من عاشق مرام پهلوانیم...
من اگر پسر بودم... حتما پهلوان می شدم... زورخانه می رفتم و کشتی می
گرفتم، و هیچ کس حریفم نبود!! اما با همه ی زوربازویم، خوش خلق بودم و با
همه مهربان، برای مادرم هم نوکر !! اصلا پهلوان بودن یعنی همین!!


الان اما یک دخترم!!
نه مرشدی برایم ضرب می گیرد و نه من میان گود پا می گذارم! و نه حتی بزن
زنگی و نازنفسی و صلواتی و یا علی مددی!
زورخانه رفتن و کباده کشیدن و کشتی گرفتن هم فقط توی خیالاتم پر می کشد!!


من یک دخترم...
زورخانه و تشک کشتی جای ما نیست! اما پهلوان که می شود بود!!


جز من کدام پهلوان را می شناسی که تمام کوچه و خیابان ها برایش زورخانه
باشند و گود؟! لباس مشکی پهلوانیش را که بپوشد کسی حتی جرات نکند تماشایش
کند چه رسد به هم آورد شدن!! آن وقت تمام مرشدهای خدا برایش ضرب بگیرند و
هر نگاه پلیدی را که خاک کرد بلند یا زهرا بگویند!!
جز من کدام پهلوان هست که حتی سیاهی رخت پهلوانیش به جان حریف رعشه
اندازد؟!! جز من کدام پهلوان هست که با این همه زور! خوش خلق است و با
همه مهربان؟! برای مادر هم نوکر؟!...


من یک دخترم... ما دختریم...
تمام شرق و غرب حتی از سیاهی چادر ما می ترسند، چه رسد به خود ما! تمام
نگاه های ناپاک هم از ما می ترسند... عجب زوربازویی داریم...
ما دختریم... دختران چادری... تمام دنیا از ما می ترسند،اما با اینهمه
قدرت باز هم مهربانیم و خوش خلق و برای مادر نوکر...
پهلوانی یعنی همین...


خودمانیم! عجب پهلوان هایی هستیم! بگویید مرشد برای ما ضرب بگیرد




نوع مطلب : بندگی، گناه، حجاب، 
برچسب ها : پسر، دختر، حجاب، چادر، پهلوان، یا علی، یازهرا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 اسفند 1391 :: نویسنده : . sa
دوست داشتن به دله، بی خیال ظاهر

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره


می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه




نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها : ظاهر افراد، باطن افراد، دوست داشتن، دوست داشتن امام زمان، حجاب،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 آبان 1390 :: نویسنده : . sa

زن بمانند غنچه ی گلی است كه تا زمانی كه برگهای سبز آنرا احاطه كرده، كسی به آن تعرضی ندارد ولی همین كه برگهای سبز به كناری رفت و قرمزی گل مشخص شد، كودكان، هوس چیدن آنرا در سر می پرورانند

/www.askquran.ir/





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 مهر 1390 :: نویسنده : . sa

بعضی ها قدر خود را نمی شناسند وخود را ارزان می فروشند.

دامی که بعضی گرفتارش می شوند، نامه  « فدایت شوم .برایت بمیرم » است.

بعضی هم در دام « اگر تو نباشی  من هیچم و...» می افتند.

خدا می داند پشت این نگاه های مسموم ومحبت های فریبا چه دره هولناک وشب تیره وبدبختی هول انگیزی نهفته است!...

عشق های فردی ومحبوبیت های شخصی ( به ویژه از نوع پنهانی اش ) آزمونی حساس ومعبری لغزنده وجاده ای خطرناک است که بدون « چراغ ایمان » و «عصای پروا » و « سپر خود سازی» انسان به راحتی می لغزد وبه عمق دره پرتاب می شود.

کافی است نور افکنی بیندازیم وعمق این تیرگی های وحشتناک، اما به ظاهر زیبا وپر جلوه ورنگارنگ را بنگریم. سرگذشت دیگران یک   "آینه" است، اما   "چشم" داشته باشیم.

شما که نمی خواهید خود را آتش بزنید.

شما که نمی خواهید گرفتار « ای کاش» و« افسوس» شوید. مطمئناً نه!

پس مثل گوهر شناسان ، قدر خود را بدانید وخود را مفت نبازید وارزان نفروشید. این تکرار همان حرف اول است که خواندید ولی.... « حرف تکراری» نیست.!





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 مهر 1390 :: نویسنده : . sa

گل عفاف، در بوستان حجاب می روید.

بی حجاب، هم چون شاخه ای بیرون از حصار باغ است. که طمع هر رهگذر را به سوی خود جلب می کند.

هیچ کس با نام « آزادی » دیوار خانه خود را بر نمی دارد وشب ها در حیاتش را باز نمی گذارد.

گوهر عفاف وپاکی، کم ارزش تر از پول وجواهرات نیست.

کسی که « کودک عفاف» را جلوی صدها گرگ گرسنه می برد وبه تماشا می گذارد، روزی هم « پشت دیوار ندامت » اشک حسرت خواهد ریخت.

حجاب، هم چون یک توری، مانع ورود حشرات نگاه های مسموم است. کسی که راه ورود مگس های مزاحم را می بندد، خود را مصون ساخته است. نه محدود.

زن به خاطر کرامت وارزشی که دارد نباید خود را حراج کند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به نگاه ولبخند بفروشد.

حجاب مثل در یک شیشه عطر، مانع پریدن عطر عفاف  می شود.نباید گذاشت پای بیگانه، وارد مزرعه نجابتشود وبوته های نو رس عصمت را لگد مال کند.

حجاب، زندان نیست که زنان در آن محبوس باشند، بلکه قلعه و دژی است که از ورود غارتگران ومهاجمان جلوگیری می کند. زنان با حجاب، قلعه نشینانی اند که به مزاحمان، اجازه ورود به حریم عفاف نمی دهند.

اگر چشم، دریای هوس شود، قایق گناه در آن حرکت می کند.

 

نظر یادتون نره.....





نوع مطلب : حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :